حسين علوى مهر

351

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

گرايش فلسفى فلسفه به عنوان يك دانش عقلى ، داراى موضوعاتى است كه در قرآن كريم نيز آمده است . فلسفه به دنبال اثبات وجود حقيقى و واجب الوجود است و در صدد اثبات حقايق هستى است ، افزون بر آن ، مباحثى دربارهء انسان و جهان نيز ارائه مىدهد . روشن است كه از مهم‌ترين مباحث و موضوعات قرآنى ، اثبات وجود باريتعالى ، و صفات و اسماى حسناى او است كه در « الهيات به معناى اخص » مطرح شده است . بيش از يك هزار و سيصد آيه ؛ يعنى بيش از يك ششم قرآن در همين موضوع است . دربارهء جهان هستى و ويژگىهاى آن نيز كه با عنوان « طبيعيات » مطرح است ، بيش از هفتصد آيه وجود دارد . دربارهء انسان ، بيش از صد و پنجاه آيه و در امور متافيزيك و ماوراء طبيعت ، بيش از هشتصد و پنجاه آيه آمده است . يكى ديگر از مباحث فلسفى ، اثبات امور اعتبارى و حقيقى است كه در مسألهء وحى و نبوت مىتوان آن را پىگيرى كرد ، كه آيا وحى و نبوت از امور اعتبارى است ؛ چنان كه برخى فلاسفه بدان اشارت نموده‌اند ، يا خير ؟ به عنوان نمونه موضوع فلسفه ، وجود محض و هدف آن نيز اثبات چنين وجودى است . آنچه در روش فلسفى براى تفسير قرآن كريم رخ مىنمايد سخن از اثبات خالق هستى و مظاهر آن است . آيات فراوانى در قرآن كريم براى اثبات خالق هستى به شكل‌هاى مختلفى